4ماهگی
چی بنویسم که گویای بیان احساسات من باشد .... و لحظه های با تو بودن... 4 ماه گذشت و چقدر زود داری قد می کشی...واکسن 4 ماهگی را زدی که با اولین سرماخوردگی همراه بود...کاملا من و می شناسی، با صدای بلند می خندی ،با روی باز و با لبخند زیبایت از اطرافیانت استقبال می کنی...با صدای فلوت زدن من به وجد میای و آواز می خونی...و اما از بابایی که جونش را برات می ده و با تمام وجودش میاد خونه تا نگاهت کنه و در آغوشش بگیرتت...بهمن ماه همراه بود با هفتمین سالگرد ازدواج من و بابا و همچنین تولد بابایی و همه ی این روزها چقدر شیرین تر بود در کنار تو. دیاکو جانم در 4 ماهگی وزن:6400 قد:61 دور سر:40 ...
نویسنده :
Memol
20:42



